تبليغاتX
غزل - زیبای تلخ
بر من آن ضربه ی آرام ولی کاری را///////////// عشق زد عشق که آورد سبکباری را
 زیبای تلخ

بغض مکتوب نخستين

 

سلام دوستان عزيز

اين وبلاگ با اصرار و پافشاری دوست عزيزم آراز خان کار خود را

درآستانه هوايی پر از غزل شروع می کند .

اميد آنکه دوستان عزيزم چون : آقای قدرتپور و حسين نژاد و جوادی

و علی الخصوص استاد و.ايلقار

در اين راه بارانی

همراه اين جاده های خيس دوست داشتنی باشند .

اولين غزل با نام و ياد استاد حسين منزوی ِ منزوی

با تقديم به دوست عزيزم : فيروز جوادی

 

زيبای تلخ ، گريه مبـهـوت آسمان

آيا تو نيز می روی از باغ دستمان

 

اين چهره شکسته چرا روی دست توست

بد جور خـط خطـی شده ای شاعر زمـــان

 

پيشانيت هــنــــــــوز چرا زرد می شود ؟

پس کو؟ کجاست؟ گونه سرخ تو بيکران

 

اصلاْ بگو، بگو، تو که من نيستی تو ... نه ...

هــــــــــمزاد آب و آينه ای  عشق من  بمان

 

اين سـایـه کـيـسـت؟  کـيـسـت که تشيــيــع می شود

بر روی شانه های زمـــيـــنــگـــــيــــــــر آسمان

 

بايـد شکست آيـنـه ها را !! ،، دروغ بود

انـسـان و جـشـن سبــز سـحـرگاه جـاودان

 

|+| نوشته شده توسط رضا وعیدی در 85/11/11  |
 
 
بالا