تبليغاتX
غزل
بر من آن ضربه ی آرام ولی کاری را///////////// عشق زد عشق که آورد سبکباری را
 سکوت
دیروز،عشق بوی خوش خنده در سکوت

تلفیق آرزوی دو پوینده در سکوت

حالا بریده اند که حرفی نمی زنند

...از آن گذشته، حال ، و آینده در سکوت

سر گیجه های ممتد ساعت درست ..:۹

تکثیر ضجه های پراکنده در سکوت

چندین کتاب در جلوی مرد  روی میز..

با آن دو بال خسته ی پرونده در سکوت

تشکیل آخرین جلسه واپسین حضور

تعیین سرنوشت سه بازنده در سکوت

ابلاغ ... واقعی ـ همه حاضر به جز خدا

قاضی .. خدا نبود فقط بنده در سکوت ..

..دنبال ماده ای که بخندد به زندگی

اما نبود جای کمی خنده در سکوت

سر گیجه ها مکرر و ساعت ..:۱۲

ساعت دوازده ، همه شرمنده در سکوت

***

"باران " بدون مادر و  بابا به خواب رفت

قبر تو را بگو چه کسی کنده در سکوت

دی ۸۴

 

|+| نوشته شده توسط رضا وعیدی در 85/11/16  |
 
 
بالا